ماه: آوریل 2020

رمان آنلاین

رمان دلدادگی شیطان پارت نوزده

شاید کمتر از ده دقیقه طول میکشد که درِ چوبیِ بزرگِ سالن باز میشود. و قبل از اینکه کسی را…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق پارت شصت و نه

به سمت خونه حرکت کردم. مدام چشمهای خوشگل و متعجب نازنین جلو چشام میومد.این دختر همه چیزش خواستنی بود.رسیدم خونه…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان رییس کارمند مغرور/پارت نودو هفت

  برگشتم توی اتاقم.. نیایش از دعوای ما شوکه شده بود.. اما نرگس، دوست داستنش انگار واقعی بود.. بخاطر پول…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان دختر شمرون پارت هشت

  – خوب کاری کردی! چند لحظه بینشان سکوت برقرار شد و آرش رو به آسمان گفت: – میای اینجا…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان دختر شمرون پارت هفت

  یکی از طرح هایش را تا نیمه کشیده بود که سرش را برای استراحت بالا آورد. گردنش را چرخاند…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق پارت شصت و دو

_حالا که دیدی بیدارم…مادرم کجاست؟ _رفته پیش پدر کتی دستشو زیر چونم گذاشت سرمو بلند کرد تازه متوجه صورتش شده…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان اشک شوکا پارت سی و چهار

خسرو کمی بعد از شوکا وارد شد. زری نگاهی به لباسهای سرتاسر گلی خسرو کرد. دستش را به کمرش زد…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان دلدادگی شیطان پارت هجده

روبروی پنجره ی رو به خیابان می ایستد. از طبقه ی سوم به برفِ نشسته روی زمین و درختها نگاه…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان رییس کارمند مغرور/پارت نودوشش

  توچشم هاش زل زدم وگفتم: _توناراحت بچه ای یا لو رفتن حقیقت؟ _شیرین من ناراحت بچه ای هستم که…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان دلدادگی شیطان پارت هفده

بهرامی با ابروهای بالا رفته سری تکان میدهد: -خیلی خوبه..اما کارِ پر ریسکیه..سرمایه ی زیادی هم میخواد که نیازی بهش…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن