ماه: نوامبر 2019

رمان آنلاین

رمان جمجمه ی سیاه پارت نوزده

شما بفرمایید بالا الان  منم میام….. با صدای جیغ دخترا سریع به سمتشون برگشتیم شیوا ترسیده با دست به صندق…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان جمجمه ی سیاه پارت هجده

میگم بهت لعنتییی با خونسردی دوباره کلتم رو برگردوندم سرجای قبلیش و به سپهر اشاره کردم که اومد بازوی دختره…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان نیلا پارت هجده

_وای چقد حالم بد شد نسرین جون و اینطوری دیدم!دور از جونش عین مرده متحرک بود! _نمیدونم اخه این چه…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان جمجمه ی سیاه پارت هفده

دیگه حوصله شیوا رو نداشتم به اطراف نگاهی انداختم تا چیزی برای فراد از دسته وراجی هاش پیدا کنم  که…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رماندجمجمه‌ی سیاه پارت شانزده

مانیا با حرص پا هام رو تکون میدادم که سارا با ارنجش زد توی پهلوم و اروم گفت: ااااه کمتر…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان جمجمه ی سیاه پارت پانزده

گفتم: اره همه همینو بهم میگن خلاصه تا هواپیما بشینه این دختره مخم رو خوردش داشتم زیر لب به خاندان…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان نیلا پارت هفده

پشت هم بوق میزدم و سعی میکردم از ماشین جلوییم سبقت بگیرم ،قلبم داشت میومد توی دهنم ،گوشام فقط یه…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان نیلا پارت شانزده

نیلا مثل چوب خشک وایستاده بودم داشتم به رفتن دانیال خیره خیره نگاه میکردم…چیزهایی و که با همین دوتا چشمام…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق پارت بیست و چهار

  _خیلی روت زیاده…شب ههمون رو خراب کردی اونوقت… تام حرف مگی رو قطع کرد و گفت:تمومش کن مگی اونوقت…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان جمجمه ی سیاه پارت چهارده

با یاد اوری اون دوتا گرگ از بیرون رفتن پشیمون شدیم بعد چند دقیقه شاهین با دست پر اومد توی…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن