ماه: اکتبر 2019

رمان آنلاین

تا انتهای عشق /پارت دوازده

  ته دلم خوشحال بودم که مونده اما نمیخواستم به روی خودم بیارم و نمیزاشتم که مگی هم سوءاستفاده کنه‌.اصلا…

بیشتر بخوانید »
دسته‌بندی نشده

اطلاعیه(جذب نویسنده)

سلام خدمت دوستان عزیزمون دوستانی که در زمینه نویسندگی استعداد دارن و میخوان رمانشون در سایت های جدید ما به…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان پرستار شیطون بلا/پارت یازده

سریع از جام بلند شدم، نگاهی به صندلی انداختم، چیزی معلوم نبود!  معلوم نیست چیکارش کرده بودن که اون صدای…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق/پارت یازده

  *نازنین دیگه تقریبا یک هفته ای بود که خونه بودم بعد اون شب و سرمای بدی که خوردم بهانه…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان پرستار شیطون بلا/پارت ده

پارت ۳۸ #پرستار_شیطنت_هایم  رفتم بالا، بین اینکه برم اتاقشون یا نه تردید داشتم، اما آخر سر دلم و یک دله…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق/پارت ده

  جلو آینم نشستم موهامو سشوآر کشیدمو انتهاشو با بابلیس پیچوندم.دوتیکه از موهای جلوی صورتم رو پشت سرم سنجاق زدم.آرایش…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق/پارت نه

  نازنین معترض گفت:ولم کن دیوونه…چیکار میکنی؟ _انقدر حرف نزن و بیا _من نمیخوام باتو بیام از سالن خارج شدیم…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق/پارت هشت

  با نگاه شیطونش تو چشمام نگاه میکرد.میتونستم عطرش رو حس کنم دوباره کل عقل و حواسم از کار افتاد…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

پرستار شیطون بلا/پارت نه

با صدای در به زور لای چشمامو باز کردم: _بله؟ صدای ثریا خانوم از پشت در بلند شد: _میتونم بیام…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق/پارت هفت

  من به سختی تونسته بودم به اینجا برسم حالا با رفتارهای نا به جای اونا اهل جا زدن نبودم‌.اما…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن