ماه: اکتبر 2019

رمان آنلاین

تا انتهای عشق /پارت دوازده

  ته دلم خوشحال بودم که مونده اما نمیخواستم به روی خودم بیارم و نمیزاشتم که مگی هم سوءاستفاده کنه‌.اصلا…

بیشتر بخوانید »
دسته‌بندی نشده

اطلاعیه(جذب نویسنده)

سلام خدمت دوستان عزیزمون دوستانی که در زمینه نویسندگی استعداد دارن و میخوان رمانشون در سایت های جدید ما به…

بیشتر بخوانید »
رمان نیلا

رمان نیلا/پارت دوازده

_نه مادر…داداشت که تازه رفته! _اون همیشه سرزده میاد. مامان دانیال همونجور که میرفت سمت ایفون گفت _خیلی خوب،اگه داداشت…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان پرستار شیطون بلا/پارت یازده

سریع از جام بلند شدم، نگاهی به صندلی انداختم، چیزی معلوم نبود!  معلوم نیست چیکارش کرده بودن که اون صدای…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان جمجمه ی سیاه/پارت نه

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&& ایران،تهران مانیا صبح سارا ساعت شیش اومد دنبالم چون شاهین سر کوچه منتظرمون بود  اینقدر خوابم میومد که با…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان جمجمه ی سیاه/پارت هشت

خانم جون: خداحافظ خانم جون:مانیا دخترم بیا کارت دارم  رفتم اشپزخونه پیشش من:جانم خانم جونی خانم جون: بیا بشین باهات…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق/پارت یازده

  *نازنین دیگه تقریبا یک هفته ای بود که خونه بودم بعد اون شب و سرمای بدی که خوردم بهانه…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان پرستار شیطون بلا/پارت ده

پارت ۳۸ #پرستار_شیطنت_هایم  رفتم بالا، بین اینکه برم اتاقشون یا نه تردید داشتم، اما آخر سر دلم و یک دله…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق/پارت ده

  جلو آینم نشستم موهامو سشوآر کشیدمو انتهاشو با بابلیس پیچوندم.دوتیکه از موهای جلوی صورتم رو پشت سرم سنجاق زدم.آرایش…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان نیلا/پارت یازده

از روزی که قبول کردم مادر دانیال و ببینم تا امروز که خلاصه موعد قرار بود یک هفته میگذشت…قرار بود…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن