رمان آنلاین

رمان اشک شوکا پارت هیجده

با بستن چشمهایش اطمینان داد که به اوکمک خواهد کرد. ارباب سرش را خم کرد. بوسه ای بر سر شوکا…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان بیراهه پارت بیست

_ راست میگه؟ در پاسخ شانه اش را بالاانداخت، انگار که این افشاسازی هیچ تاثیری روی او نداشته و نسبت…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان دلدادگی شیطان پارت دو

پوریا موشولش‌ را بغل میکند و ناز میکند: -فدا سرت عشقم!رُهام همینه..بهت گفته بودم که هیشکی حریفش نمیشه! بلوف زنی…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان دلدادگی شیطان خلاصه و پارت اول

خلاصه: مردی از جنسِ سیاهی..سیاهِ مطلق!  حکومت از آنِ  سیاهی ست.   آتش از نگاهِ یخ زده اش میبارد.  پر نفوذ..غیر…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان من بر میگردم پارت بیست و یک

  صورت اینکه بتونم مدرکی گیر بیارم ، به جاي اینکه بدم به باجناقم ، خواهر زنم رو تهدید کنم…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان تا انتهای عشق پارت چهل و هشت

  چسبیدم به سینش که آروم زیر گوشم گفت: -نازنین امشب مراقب خودت باش که سالم از دستم در بری…دیوونم…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان بیراهه پارت نوزده

_بهبد من واقعا ذهن و جسمم به اندازه کافی امروز خسته شده پس لطف کن و اینقدر مقدمه بیهوده برای…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان اشک شوکا پارت هفده

-قربانتون بشم آقا…اتفاقی افتاده بی خبر اومدین؟ -»اتفاقی نیفتاده…یکی دو روزی اینجا کار دارم« در حالیکه به سمت عمارت میرفتم…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان پرستار شیطون بلا پارت بیست(پارت آخر)

صبح با صدای اروم وپچ پچی از خواب بیدار شدم .. .چشمامو اروم باز کردم وبا دیدن بچه ها کنار…

بیشتر بخوانید »
رمان آنلاین

رمان من بر میگردم پارت بیست

 مردي که حکم دستش بود بهمون نزدیک شد و گفت : -ظاهراً به ما گزارش خلاف دادن . ما…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن